چرا کسی گوستاو زابلستان را نمیبیند؟!
در جهان غرب و به ویژه آمریکا، اخبار مربوط به توفان سهمناک گوستاو، مدتی است که اغلب خبرهای دیگر را به حاشیه برده و حتا کنوانسیون سالانهی حزب جمهوریخواه در آمریکا را نیز متأثر کرده است؛ آن هم در زمانی که همهی نگاهها متوجه معرفی کاندیدای منتخب حزب، جان مک کین و معاونش بود. حتا اگر جستجوی کوتاهی در رسانههای داخلی هم بکنیم، درمییابیم که تقریباً رسانهای درون مرزی را نمییابیم که به انعکاس گوستاو نپرداخته باشد.
در این سوی آب، امّا انگار همچنان ارزشهای خبری آکسفورد و مدارک دکترایش یا فلان گفتهی فلان مقام در بارهی مردم فلان کشور، بیشتر از خاکی میارزد که اینک چند هفتهای است بر سر هموطنان محروممان در استان سیستان و بلوچستان و به خصوص دشت سیستان و دیار زابلستان میریزد.
دیروز که با همکار عزیزم در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زابل - علیرضا راشکی – گفتگو میکردم، وی عنوان داشت که حجم توفان و شدت آن به مرز تحملناپذیری رسیده، به نحوی که روز گذشته تمامی ادارات دولتی و بنگاههای خصوصی نیز در سطح منطقه به دستور فرماندار تعطیل شده بود و مردم حتا توان نفس کشیدن را نیز به دشواری فراهم میدیدند!.......
این مطلب را به سبب اهمیت از وبلاگ مهار بیابان زایی که در قسمت پیوندها به لینک هم داده ام برگرفته ام دوستان محترم می توانند بقیه گزارش را در آن وبلاگ دنبال نمایند.
