پدیده انتخابات دهم

 در خود این جناح امری کاملاً بی سابقه است. در حال حاضر به جز کارگزاران دولت و حامیان نسبتاً جوان آقای احمدی نژاد، صدای چندانی از جناح بزرگ و پرتعداد با اعضای شاخص محافظه کار به گوش نمی رسد، اگر این فضا را با انتخابات خرداد ·6 مقایسه کنیم که در آن حتی شخصیت هایی مثل آیت الله جوادی آملی، آیت الله مهدوی کنی و... از آقای ناطق نوری حمایت جدی کردند و واقعاً در جناح محافظه کار یک اجماع قوی روی ایشان ایجاد شد، خواهیم دید که در حال حاضر نه تنها اجماعی حاصل نشده حتی یک اکثریت شکننده هم از آقای احمدی نژاد حمایت نکرده اند؛ دو عامل «عملکرد دولت نهم» و «بی اعتنایی شخص رئیس جمهور به کلیت این جناح» در وضع حاضر مدخلیت تام دارند. ولی به نظر می رسد اگر در روزهای آینده اقبال به کاندیداهای اصلاح طلب بیشتر شود هم جناح مذکور تحت فشار بیشتری برای حمایت از احمدی نژاد قرار گیرد و هم انعطاف هایی در دولت برای همین منظور صورت بگیرد.

ظاهراً این تحلیل که بعضاً از درون جبهه اصلاحات و اصولگرایان به گوش می رسید که نوع آرایش اصلاح طلبان می تواند اجماع محافظه کاران روی آقای احمدی نژاد را منتفی کند، در حال محقق شدن است و ورود آقای میرحسین موسوی با خاستگاه مهم انقلابی و مذهبی، انگیزه برای صف بندی منسجم جناح راست را به حداقل رسانده است. سکوت نسبی که هم اینک در جناح محافظه کار مشاهده می شود حتی این ظرفیت را دارد که به موافقت های موردی با رقیب آقای احمدی نژاد یا مخالفت های جسته و گریخته با وی هم برسد. اشتباه آقای احمدی نژاد به اتکا به نفس وی از میزان محبوبیتش در جامعه بازمی گردد و این درست همان چیزی است که ممکن است همه برنامه هایش را به هم بریزد و در آستانه انتخابات با پدیده یی مواجه شود که هرگز انتظارش را نداشته است. البته همین اطمینان روانی در خود دولت و توابعش تناقضات آشکاری دارد، اگر محبوبیت آقای احمدی نژاد غیرقابل خدشه است و نوید یک پیروزی قاطع را می دهد دیگر معنا ندارد که با انواع و اقسام حاتم بخشی های دولتی و به کارگیری حداکثری صدا و سیما مورد پشتیبانی قرار گیرد. اما در تحلیل این حالت و روش متخذه از سوی آقای احمدی نژاد باید گفت وی روی تبلیغات گسترده، عظیم و بعضاً غیرقابل باور حساب ویژه یی باز کرده است و احتمالاً تحرکات پرحجم به همراه یک مانور مالی را دارای تاثیرگذاری فوق العاده دانسته است. از همین روست که وی خویش را بی نیاز از یاری همقطاران جناحی می داند؛ حمایت هایی که احتمالاً به زعم او نه تنها هزینه ساز هستند و بعدها وی را وامدار می سازد بلکه بعید نخواهد بود که در جامعه نتیجه عکس برایش داشته باشند. اگرچه این اتکا به نفس خارق العاده معلوم نیست که قرین موفقیت باشد ولی اگر شد یک تحول در معادلات سیاسی ایجاد خواهد کرد که طی آن حداقل از یک جناح عریض و طویل و پرهزینه رفع موضوعیت خواهد کرد. آقای احمدی نژاد که در انتخابات قبلی از شرکت در مناسبات جناحی محافظه کار طفره رفت و یک پیروزی مستقل را برای خویش جشن گرفت، اینک می رود تا خط خاص خود را تبدیل به یک جناح کند و فردایی که در تصورش پیروزی را در آغوش خواهد کشید یک پیروزی خالص را به دست آورده باشد. این پروژه اکنون در آزمون بزرگ خویش قرار دارد که تبدیل به یک نقطه عطف شود یا برای همیشه همه طرف های سیاسی ایران را از خیال تولید برق آسای یک جریان و جناح منصرف سازد؛ جناحی که با محوریت تنها یک نفر می خواهد شکل بگیرد و خود را تا آخر ادامه دهد. در این میان بیش از جناح اصلاح طلب، مخاطب جناح محافظه کار است. سکوت و این پا و آن پا کردن جناح مذکور هم همین جا مورد تحلیل قرار می گیرد و زیرکان و هوشمندان این جناح خوب می دانند چه رویدادی در حال محقق شدن است

/ 0 نظر / 3 بازدید