یک نکته مهم و مغفول در مورد آرای میرحسین موسوی

بنظر می رسد اگر آقای میر حسین موسوی مایل به فعال شدن در عرصه سیاسی کشور شده است حداقل در حال حاضر با موانع چندانی روبرو نیست ، حتی اینکه بعضی استدلال می کنند که وی از آرایی کمتر از آقای خاتمی برخوردار است هم چندان مقرون به واقعیت نیست وبا اندکی تامل می توان به ظرفیت بالای آراء آقای میر حسین موسوی پی برد .

اگر در شرایط کنونی این احساس وجود دارد که میر حسین در جامعه جوان کشور چندان شناخته شده نیست مشخص است که دلیل آن سکوت بیست ساله ایشان است واگر وی وارد عرصه انتخابات شود بسرعت می تواند آراء عظیمی را به خود جلب نماید" همان طور که آقای خاتمی هم قبل از انتخابات دوم خرداد شناخته شده نبود ولی اوضاع عمومی کشور بسرعت به کمک او آمد و یک آراء بیست میلیونی را تشکیل داد، در واقع اگر بخواهیم میرحسین موسوی را با خاتمی مقایسه کنیم باید وضعیت ایشان را با هنگام کاندیداتوری ویا حتی بعد از کاندیداتوری او در سال ٧۵و٧۶ مورد سنجش قرار دهیم ،یک مقایسه درست اینچنینی اتفاقا بالاتر بودن حداقل  آراء آقای موسوی را به اثبات می رساند، همان زمان هم سیاسیون نسبت به آراء بالا ی وی کمترین تردیدی نداشتند ، اما اگر به جهات جزییتر و ایجابی آراء آقای موسوی بخواهیم بپردازیم باید بگوییم که وی در حال حاضر اکثریت رای نسل اول ودوم را دارا می باشد و مشکل احتمالی وی تنها ممکن است که در نسل سوم وجوانان ونوجوانانی باشد که شناخت کافی نسبت به وی ندارند  ، در پاسخ به این اشکال اولا باید به قدرت توجیه همان نسلهای اول ودوم تکیه کرد که قطعا وبطور خود جوش به کار می افتد و اثر لازم را به جا خواهد گذاشت ،ثانیا قدرت بیان آقای موسوی که اتفاقا کاملا امروزی و آرمانی است همان کاری را خواهد کرد که بیان آقای خاتمی در انتخابات ٧۶کرد وچون وی هم از تجربه آقای خاتمی برخوردار است وهم شخصیتی فرهنگی ، هنرمند(نقاش)و محجوب است در ارتباط برقرار کردن با نسل جدید با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت "اگر موضع درست دمکرات منشانه آقای خاتمی در ارتباط بر قرار کردن با نسل جوان کارگر افتاد همین موضع درمورد آقای میر حسین موسوی مکلا هم کارگر می افتد ، چه اینکه وی در دوران سختی مثل دوران جنگ هم از این موضع خود دست بر نداشت و همین سابقه هنگامی که برای نسل جوان بازگو شود بر سرعت متقاعد شدن آنها خواهد افزود.

درکنار دلایل خاص مربوط به امکان تجمیع رای جوانان برای آقای موسوی ،  داشتن آراء اقشار متدین جامعه از سوی ایشان ، خلع سلاح شدن شعارهای محروم نوازانه جناح راست بوسیله شعارهای اصو لی وبا مبنا وکارشناسی شده و امتحان پس داده وی در همین زمینه ، اجماع بالاتر از سوی جناح اصلاح طلب بوسیله ایشان به دلیل عدم انتصاب به برخی از احزابی که به هر حال آقای خاتمی به آنها منتسب است ،متوقف شدن ماشین تخریب علیه ایشان که فاقد انگیزه و استناد و مصداق در این باره است ، آشنایی وی با جزییات امور کشور،داشتن قاطعیتی که در حال حاضر برخی از گروههای جوان اصلاح طلب طالب آن هستند،ایجاد یک فضای جدید  وارایه ایده های که بوسیله مجموع مطالعات او در این بیست سال کسب کرده است و بسیاری از دلایل دیگر  ثابت می کندکه اگر میر حسین موسوی وارد عرصه انتخابات شود ضمن داشتن امتیازات رای آوری  آقای خاتمی از امتیازات دیگری هم برخوردار است که ادعای کم رای بودن ایشان را بکلی باطل میکند ، در واقع وی هنوز دشتی نکرده وتحرکی به خرج نداده که در مورد میزان رای وی به قضاوت بپردازیم کما اینکه آقای خاتمی هم قبل از وارد شدن به عرصه انتخابات ٧۶ از رای چندانی برخوردار نبود 

/ 0 نظر / 3 بازدید