اجماع بر سر چیزی که نمی خواهیم

می گویند مردم ایران معمولا و درسالهای اخیر خوب دانسته اند که " چه نمی خواهند ؟"وبر همین اساس کارهای بزرگی را با قدرت و اراده به انجام رسانده اند ، مثلا در دوم خرداد اگرچه شاید در ابتدا به خوبی آقای خاتمی را نمی شناختند ولی با دقت دریافته بودند که چه کسی و چه جریانی را نمی خواهند ؟ وبرای هین هم علارغم فضایی سنگین و موانع بیشمار موجی عظیم ایجاد کردند و "نه" بزرگی در برابر بسیاری از مسایل آن زمان نهادند ، البته این قاعده تا حدود زیادی طبیعی است چرا که نخواستن ونه گفتن آسانتر از خواستن و ساختن  است .

بنظر می رسد مجموع شرایط کنونی دوباره در حال تکوین فضایی است که اکثریت  مردم خوب دارند متوجه می شوند که چه چیزی را نمی خواهند ؟ اگر آگاهیهای عمومی بالا رود و اندکی از واقعیت وضع موجود در نزد ایرانیان عیان گردد بی تردید یکی از "نه" های بزرگ و خارق العاده تاریخ تاسیس می شود و آحاد ملت همصداتر از هر زمان دیگری  نپذیرفتن وضع ناهنجار کنونی را  فریاد خواهند کرد ، البته موج تبلیغات عظیم و اغواکننده و جسارتی مثال زدنی در برابر آگاهی مردم قرار دارد که ملت ایران باید بتواند این موج را بشناسد و از سر راه خود کنار بزند، امروز باید به همه دلسوزان با هر سلیقه و گرایشی یادآور شد که به هر حال باز هم شرایط بگونه ای رقم خورده است که نه گفتن مهمتر از خواستن شده و تغییر وضع کنونی ضروریتر از رسیدن به وضع دلخواه شده است ، امروز مهمتر از اینکه چه کسی رییس جمهور شود این است که جناب آقای احمدی نژاد رای منفی کسب کند و همه اهالی سیاست کاملا متوجه شوند که روش ومنش کنونی اداره کشور به هیچ روی پذیرفتنی نیست و خسارت ناشی از این نوع مدیریت تک نفره و اغراق آمیز و بنا شده بر تبلیغات اعجاب آور و بی ملاحظه و عجول و سطحی قابل تحمل نیست و شان واعتبار مردم ایران را نشانه رفته است ، امروز از میان هریک از کاندیداهای سه هریک رایی بیاورد یک نه به این روش گفته شده است ، پس حالا که همه می دانیم چه نمی خواهیم پای صندوقهای رای حاضر شویم و برای همیشه مدیریت نا معتبر کنونی را به انزوا برانیم.

/ 0 نظر / 3 بازدید