حافظه متصل مردم

 مطالعه تاریخ نشان می دهد ملت ها و جوامع درست مثل یک انسان متولد می شوند، کودکی می کنند، بزرگ می شوند، به بلوغ می رسند، جوان می شوند و گاهی می میرند. ملت ها واقعاً دارای یک قوه فاهمه، انواع احساس ها و ادوار مختلف فکری و ذهنی هستند.

یک ملت چون یک انسان به خواب می رود، بیدار می شود، گاهی شاد، گاهی افسرده، گاهی خلاق و گاهی فرسوده می شود. فرق یک ملت با یک فرد انسانی در پیچیدگی های بیشتر و قرار گرفتن در زمانی به درازای یک تاریخ است. صبح تا شب یک ملت گاهی چندین قرن به طول می کشد، سرزندگی او صدها سال و فکر کردن و به تصمیم رسیدن و تحولش ده ها سال زمان می برد.

در این میان تاریخ ملت ایران از طرفی یکی از پرقدمت ترین تاریخ ها و از طرفی دیگر یکی از پرحادثه ترین و پیچیده ترین داستان هاست.مثلاً ایرانیان با کوروش خیلی خوب شروع کردند. عظمت امپراتوری که وی به کمک مردم بنا نهاد بی سابقه بود و جالب اینکه یکی از متخلق ترین تمدن ها در تاریخ باستان به ایرانیان تعلق یافت؛ آنجا که پیش از دیگران حقوق بشر را شناختند و در عمل به آن اهتمام ورزیدند.

اما ملتی که اینچنین خیره کننده آغاز کرد چنان به تکلف و جلال و جبروت پادشاهانش گرفتار آمد که اسکندر مقدونی با سپاهی نه چندان گران طومار عظیم هخامنشیان را در هم پیچید. زخمی که او بر پیکر ایران و ایرانیان زد دو، سه قرن طول کشید تا التیام یابد و دوباره از زیر آوار یک تمدن، تمدنی دیگر سر برآورد. این سریال فراز و فرود بارها ایران را دربر گرفت و هر بار معدل فکر و تدبیر ایرانی کوشید اشتباهاتش را کمتر کند، عیوبش را برطرف سازد و راه های مطمئن تر سربلندی و پیشرفت را انتخاب کند. شاید برای همین بود که هنگام هجوم اعراب ایرانیان طرحی نو درانداختند و میان فاتحان و پیام فاتحان تفکیک قائل شدند.

اسلام را پذیرفتند ولی با سلطه امویان و عباسیان بی وقفه مبارزه کردند، در مقابل بغداد هزار و یک شب و قصر و قدرت خلیفه قامت «تشیع» را برساختند و مغز ناب اسلام را در سادگی و اخلاق اهل بیت پیامبر(ص) جست وجو کردند.ایرانیان در همه این دوران در فکر بوده اند، آزمون و خطا کرده اند، آرام شده اند ولی تن به مرگ ندادند، حتی وقتی سیل بنیان برکن مغول همه شهرها و روستاهای کشور را فراگرفت ایران تا مرز فنای ابدی رفت ولی در برابر دیدگان خیره تاریخ ناگهان دوباره قامت راست کرد و مهاجمان را در چنگال فرهنگ خود فرو گرفت. بعدها باز هم نه بر اساس جبر تاریخ که بر مبنای فکر و اندیشه و خلاقیت و عیب و نقصی که وجود داشت فراز و نشیب مردم ایران ادامه پیدا کرد تا اینکه دنیای مدرن غرب از راه رسید و ایران را در برابر پرسش ها و چالش ها و تحولات جدیدی قرار داد.

اولین و مهم ترین بازتاب تماس ایران و غرب جدید در انقلاب مشروطه بروز یافت و ایرانیان در این حرکت بزرگ خود تلاش کردند راه پیشرفت را در کسب و تحصیل و بعد از آن بومی کردن دستاوردهای جدید بشری پیگیری کنند. این حرکت نشان داد ایرانیان در مقابل تحولات جهان از حساسیت ویژه یی برخوردارند، به فکر فرو می روند، تصمیم می گیرند و دست به اقدام می زنند. از مشروطه تا انقلاب اسلامی حدود ۷۰ سال طول کشید، ۷۰ سالی که هرگز یک خط سیر ثابت نداشت و حوادث گوناگون و بزرگ و کوچک نشان داد نهاد و ضمیر ناآرام ایرانی به کار است تا مقام و موقعیت شایسته خود را پیدا کند.

در انقلاب اسلامی می شود به جرات ادعا کرد ایرانیان نه در پی توالی چند حادثه و بروز ناخواسته زمینه که در اثر فکر و احساس خویش به «تصمیم انقلاب» رسیدند و این کار را کردند و در اقدام خویش علل و عوامل عدم موفقیت انقلاب مشروطه را لحاظ کردند.از چیدن همه مقدمات بالا می خواهم این نتیجه را بگیرم که ایرانیان یک عضو منفعل تاریخ نبوده اند. آنها همواره در فکر و اندیشه و عمل سیر کرده اند و توانسته اند در ضمیر بین الاذهانی خویش حرکت تکامل آسا داشته باشند.

هر بار که در فکر فرو رفته اند بعدها به تصمیم رسیده اند و هرگاه تصمیم گرفته اند مردانه عمل کرده اند. بعد از انقلاب اسلامی هم هرگز جهان شاهد یک ملت منفعل در ایران نبوده است. ملتی که فکر می کند و توان تصمیم گیری دارد یک ملت منفعل نیست. آنها در جنگ از تصمیم خود حفاظت کردند و نگذاشتند نابسامانی های طبیعی یک انقلاب تمامیت ارضی شان را هدف هوس یک دیکتاتور متجاوز قرار دهد.به نظر می رسد بعد از جنگ هم این طور نبود که فکر مردم خاموش و خیال شان راحت شود و از دقت در امور و تعقیب حوادث باز بماند.

پیداست که همین فکر و اندیشه یی که همواره ذهن و دل ایرانیان را به خود مشغول کرده است و مرتباً درصدد یافتن عیب ها و کم کردن نقص هاست دارای آهنگی مستدام است و برای همین هم تحول آسا و جلورونده است.نکته بسیار مهم در این میان این است که در پی کوتاه شدن «زمان» میان حوادث بزرگ حافظه تاریخی مردم به صورت روزافزونی در حال تقویت شدن است، مثلاً اگر در تاریخ باستان ظهور و سقوط یک سلسله صدها سال به طول می انجامید و یکپارچگی و اتصال حافظه تاریخی مردم را برای شناسایی عیب ها و نقص ها دشوار می ساخت از حدود صد سال پیش تاکنون «زمان کوتاه بین حوادث» به مدد مردم آمده و آنها را دچار هوش و تدبیر و تجربه بی سابقه کرده است. وقوع دو انقلاب بزرگ در کمتر از صد سال توانایی مردم در درک و تحصیل و امعان نظر حتی به جزییات را مضاعف ساخته است.

مردم دیگر امواج را شناخته اند و حتی گاهی عمداً خود سوار آنها می شوند. شاید دیگر هیچ موجی نتواند ناخواسته و نادانسته مردم ایران را با خود به مقصد دلخواه اش ببرد.این آگاهی، این درایت و تجربه یی که آثار آن قابل مشاهده است یک سرمایه عظیم است که به واسطه آن حتماً تحولات مثبتی در پی خواهد آمد.

در شرایط خاصی کنونی امید می رود مردم ما بدون هزینه های گزاف و بدون مخدوش شدن آرامش جامعه و بدون افراط و تفریط گام های مهمی در جهت اعتلای کشور و نزدیک شدن به جامعه آرمانی خویش بردارند. از پس آن همه حوادث و یک تاریخ بزرگ دیگر عیب است که ما در اثر یک دعوای خانوادگی دچار خسارت های بزرگ شویم. اتفاقاً پیروزی بزرگ در ورای پیروزی های مقطعی آن است که ملت ایران راه آرام و مطمئن و بی هزینه و عادلانه غلبه بر مشکلات را بیابد و حافظه متصل تاریخی خود را چون سرمایه یی بی بدیل و گرانمایه و مشعشع به کار گیرد. از این حافظه نباید ترسید. باید آن را غنیمت شمرد و در راه پیشرفت کشور با آن هماهنگ شد.

سرمقاله روزنامه اعتماد ٢٩/٩/١٣٨٨

/ 0 نظر / 3 بازدید