خدا نکند مردم ما لج کنند.....

تجربه بنده نشان می دهد که مردم ما گاهی لج می کنند ، نمی دانم دگمه لج مردم ماچیست و کجاست و چگونه فشار داده می شود ؟ ولی اگر این دگمه توسط هرکس وهر جریانی زده شود دیگر از هیچکس کاری بر نمی آید و مردم ما کار خودشان را می کنند .این حالت گاهی مثبت عمل می کند وگاهی منفی ، در دوم خرداد اصلا یکی از علل پیروزی جناب آقای خاتمی این بود که جناح مقابل لج مردم را در آورد ، مردم واقعا احساس کردند که می خواهند چیزی را به آنها تحمیل کنند لذا دیدیم که آنطور سراسیمه پای صندوقهای رای آمدند و دوم خرداد را پدید آوردند و بعدها هم از کار خود کاملا راضی بودند . در انتخابات نهم این حالت در مقیاس کوچکتر ی تحقق یافت وباز مردم فکر کردند که این بار می خواهند آقای هاشمی را به آنها تحمیل نمایند ، وباز هم علی رغم رای و وساطتت اغلب نخبگان کشور مردم راه دیگری را برگزیدند ، مسئله این نیست که ایرانیان در این وادی درست یا نادرست عمل می کنند ، مسئله این است که نگذاریم مردم راجع به اصلاحطلبان چنین احساسی متوجه شان بشود ، اگر این حالت ایجاد شد حتی اگر بتوانیم ثابت کنیم که در صورت ادامه روند کنونی کشور به لب پرتگاه کشیده می شود ، گویی ندایی بر فراز همه معادلات جاری سیاسی از متن اجتماع بگوش می رسد ومی گوید  : بگذارید به لب پرتگاه برویم " اصلا ما پرتگاه را دوست داریم ‌!!!بنظر می رسد در حال حاضر حتی کثیری از محافظه کاران متوجه مخاطرات روند کنونی هستند و همه نخبگان دلسوز هم کاملا می دانند که اوضاع کشور از چه قرار است منتها اگر در رساندن مخاطرات کنونی و معضلات پیچ در پیچ فعلی به گوش مردم احساسی عمل کنیم و گاهی  فریاد بکشیم و گاهی راه مبالغه در پیش بگیریم خدای ناکرده ممکن است باز همان حالت در مردم ایجاد شود و به قیمت خسارت برای کشور از قبول سخن حقی که خوب برای آنها بیان نشده است و آرام به گوششان زمزمه نگردیده است سرباز زنند .اگرچه عملا اوضاع کشور نیاز به مبالغه گویی ندارد ولی اصلاح طلبان باید در روشهای ارتباطی وانتقالی خود نهایت احتیاط را بخرج بدهند وآرام وعقلایی حرکت کنند .

/ 0 نظر / 5 بازدید