سختی نوشتن " صعوبت ننوشتن

این روز ها نوشتن مثل ننوشتن سخت شده است ، نه می شود آنطور که می خواهی بنویسی و نه میشود بی تفاوت باشی واز کنار انبوه مسایل و حوادثی که می گذرد به سادگی عبور کنی ، حداقل طی ٣٠ سال گذشته با چنین وضعیتی روبرو نبوده ایم ، صدها  سوال بی پاسخ راجع به انتخابات وجود دارد وصدها تاسف راجع به حوادث بعد از انتخابات ذهن و ضمیر آدمی را خراش می دهد ، همین حالا تعداد زیادی از فرزندان این مرز وبوم در زندان هستند و انتهای کارشان در ابهام پیچیده شده است ، وضعیت اقتصادی کشور که در شرایط عادی چندان خوب نبود با ظهور پیامدهای این وقایع خدا می داند که چه صورتی پیدا بکند ، بیگانگان موقعیت را برای امتیاز گیری فراهم دیده اند و حتی خط ونشان می کشند که اگر  پرونده هسته ای آنطور که آنها می خواهند پیش نرود به اسرائیل برای حمله نظامی چراغ سبز نشان می دهند، بسیاری از مراجع و علما غمگنانه سکوت کرده اند و یاران باوفای انقلاب خون دل می خورند و نمی دانند که چگونه کشور را می توانند از این وضعیت خارج کنند ، آرامش در خیابانها حاکم شده است و لی دلها آرام وقرار ندارند ، ایران عزیز در شرایط بغرنجی قرار گرفته است و این بیم که در نهایت به کشورمان لطمات جبران ناپذیری وارد شود یک بیم بی مبنا نیست و صاحب نظران هم نگاه بعیدی به آن ندارند ، کاملا روشن است که اگر با گذشت شخصیتهایی مثل میر حسین موسوی ومهدی کروبی اوضاع کشور سامان می گرفت وخطرات دیگر و چه بسا بزرگتری بوجود نمی آمد آنها آمادگی لازم برای هرگونه موضعی که نفع ملت و مردم را در بر داشته باشد را دارند ولی مسایل به غایت پیچیده کنونی پاسخهای ساده ودر دسترسی ندارند و چه بسا عده ای بر پیچیدگی آن می افزایند ، در این شرایط حساس باید به صبر و بردباری و هوشیاری ادامه داد واولویت اصلی واساسی را به منافع کشور داد ، اگر همین مسئله تحقق عینی وعملی آن همه از سوی همه پیدا کند در عرض یک هفته امکان تغییرات بزرگ ومثبت و حتی تحولاتی به مراتب عظیم تر از پیش وجود دارد ، ما اغلب دیر می فهمیم ودر مقابل پذیرش واقعیتهایی که نمی پسندیم مقاومت عجیبی بروز می دهیم.

/ 0 نظر / 2 بازدید