آفرین بر این جوانان

در میان این قشر از جامعه به وجود آمد، تا جایی که برخی از صاحب نظران تحلیل های ناامیدانه یی نسبت به این قشر مهم و تاثیرگذار از خود ارائه دادند و جمع دیگری از سیاسیون از آنان دل برکندند و به سکوت و انزوا رضایت دادند. دانشجویان به عنوان جلودار و آگاه ترین جمع حاضر در میان جوانان تحت محدودیت های همه جانبه دوران سختی را پشت سر گذاشتند و چه بسا عطای سیاست ورزی را به لقایش بخشیدند، اما شاید هیچ کس باور نمی کرد که شور و شوق جوانی، آرمانخواهی جوانان و تاثیرگذاری آنها چیزی نیست که برای همیشه خاموش شود و به پستوی خانه ها برود. انرژی متراکمی که در این حوزه اجتماع نهفته بوده و هست فقط زمینه آماده یا آرمان مشخص و در دسترسی می خواهد که سر برآورد و باز هم معرکه های دیدنی از «سر زندگی»، «بودن» و «خواستن» را به منصه ظهور برساند. این روزها کسانی که صدها و هزاران ستاد انتخاباتی در سراسر کشور را اداره می کنند و در هر میتینگی شور و شوقی وصف ناشدنی نثار چشم های خیره جهانیان می کنند و ماشین انتخابات را با گرمی و حرارت به حرکت واداشته اند، باز هم جوانان دوست داشتنی و شیرین و آگاه خودمان هستند که در حال تصحیح اشتباه بسیاری از قلم به دستان هستند. اگر امروز ستادی فعال است حتی در میان اصولگرایان به یمن حضور همین جوانان است. خدمت همه سیاسیون، علما، روشنفکران، نخبگان، دانشمندان، مسوولان، خارجیان، داخلیان، تحلیلگران سیاسی و جامعه شناسان باید با صدای بلند بگوییم که باز هم جوانان ما آمده اند و در حال خلق رویداد بزرگ دیگری هستند. جوانان ما این روزها سر از پا نمی شناسند و سیاستمدارانه دین خود را به ملک و ملت ادا می کنند. ما که می گفتیم جوانان سرخورده در غم حال و آینده خویش به حاشیه جامعه پناه برده اند، امروز به عیان خطای مدعای خود را می بینیم و سینه مان سرشار از امید و اطمینان به آنها می شود. با اینکه تمایل آشکار و انکارناشدنی اکثریت جوانان به اصلاحات کاملاً هویدا است، منتها مهم تر از این تمایل اصل حضور و فعالیت و اهتمام شان به سرنوشت کشور است که باید چون یک سرمایه بی بدیل اجتماعی مغتنم شمرده شود و بادقت و احتیاط محفوظ بماند. کشوری که چنین جوانان پرشور و آگاهی دارد، کشوری که جوانانش به رغم همه مشکلات و موانع، لذایذ زودگذر اغوایشان نمی سازد و از مسائل جدی جامعه غافل شان نمی سازد، کشوری پیشرو و پراستعداد است که اگر به درستی مدیریت شود، گام های بلند توسعه را یکی پس از دیگری برخواهد داشت. با همین جوانانی که اجتماعات سیاسی عظیم اصلاح طلبان را سر و سامان می دهند و فضای آن را عطرآگین به شور جوانی می کنند، می شود به جنگ هر مشکل و مانع و معضلی رفت. این نیروی انسانی بکر و غنی بالاتر از هر ابزاری به کار حرکت توفنده و مستمر و مثبت کشور می آید و اگر نخبگان جامعه توان مدیریت و شکوفایی اش را ندارند باید اشکال را در خود جست وجو کنند. در مقابل خیل این جوانان که بدون کوچک ترین چشمداشتی صحنه های انتخاباتی را گرم می کنند و آگاهانه ایران عزیز را در آغوش گرم خویش به پیش می برند و سربلندی را برای ایرانیان به ارمغان می آورند، چه می توان گفت جز اینکه سر تعظیم فرود آورد و اشک شوق نصیب شان ساخت. کاش این روزها و صدها روز دیگر که جوانان دیروز و امروز ایران زمین حماسه های زیبای وطن دوستی، انسانیت و آزادگی می آفرینند، اقبال لاهوری بود که از عمق جانش شعر و شعور خویش را نثارشان کند و بگوید؛

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

چاپ شده در روزنامه اعتماد ١٢/٣/٨٨

/ 0 نظر / 4 بازدید