اگر از سوالات متعدد پیرامون اقدام عجیب رهبر لیبی در دعوت 200 دختر زیباروی ایتالیایی به اسلام بگذریم، خیلی نمی توان به نفس عمل آقای قذافی ایراد گرفت و در انگیزه هایش به کنکاش پرداخت. کار ما کنکاش انگیزه ها نیست، تحلیل عمل ها و نتایج آن است.

جدای از سوالات طبیعی که چرا فقط دختران باید به اسلام دعوت شوند و چرا باید سنین بین 18 تا 35 سال داشته باشند و چرا باید قدی بالای 170 سانت داشته باشند، یک سوال اساسی وجود دارد که رهبر ثروتمند لیبی این دختران را به کدام اسلام دعوت کرده است و آنان چه تصویری از اسلام در ذهن خود ساخته اند، در لیبی چگونه حکومتی وجود دارد و مردم آن کشور در چه سطحی از رفاه به سر می برند؟

رهبر لیبی در اجلاس 60 تن از رهبران جهان حضور یافته است تا پیرامون گرسنگی موجود در جهان به بحث بنشیند و راه های کاهش این معضل شرم آور بشری را جست وجو کند.

او وقع چندانی به این مهم ننهاد و شهوت اشتهار در اقدامات محیرالعقول مجابش کرد که به دختران زیبا روی آورد و انعام شان کند تا اسلام آورند. اما اگر نیک بنگریم این اقدام بیش از آنکه مضحک باشد گریه آور است و بیش از آنکه ناظران را به وجد آورد عالمان دلسوز و اسلامیان پاک سرشت را به خون جگر مبتلا می کند.

اسلامی که پیامبر (ص) آورد در جزیره العرب خشک و تفتیده هیچ نداشت جز اینکه پیامی به غایت انسانی و کرامت آسا با خود به همراه داشت. این اعراب بادیه نشین نبودند که به زمان اندکی قدرت هماوردی با ابرقدرت های جهان یعنی ایران و روم را به دست آوردند بلکه سخن نو و اندیشه متعالی پیامبرشان بود که هرجا می رفت تعظیم و ستایش می آفرید. چه بسیار اعراب مهاجم در حمله ها به تبعیت از عادت مالوف جاهلیت خود دست تعدی و ستم بر مغلوبان دراز می کردند ولی باز هم آنچه بر همه این نابسامانی ها غلبه می کرد پرچم عدالتی بود که مهاجمان دانسته یا نادانسته با خود حمل می کردند؛ پرچمی که ایرانیان آن را در دست گرفتند و در آزادگی از اعراب جلو افتادند. وقتی سپاه ایران و عرب در قادسیه در برابر هم قرار گرفتند، فرمانده ایرانی بر سریر باشکوه خود سفیر اسلام را به حضور پذیرفت و چنان با دیده حقارت بر آن می نگریست که گفت چنانچه از گستاخی خود پشیمان شوید و به صحرای خود بازگردید قدری جامه و هدیه و طلا به شما می دهم و شما را عقوبت نمی کنم اما هنوز چکاچک شمشیرها آغاز نشده بود که جنگ پیام ها آغاز شد و به سرعت سادگی و بی نیازی و عدالت محوری و آزادی از غیر خدا بر شکوه و جلال و پول و استبداد و بندگی غیرخدا پیروز شد.

هر کجا اسلام رفت و ماند زر و زور و شمشیر نبود که به درون سینه ها می رفت که اگر ماندن به اینها بود سیادت مغولان نباید آنچنان کوتاه می شد.

اکنون هم اسلام به پیام انسانی و کرامت ساز و آزادگی اش مانده است، روح دستگیری از مستمندان و ستمدیدگان و گرسنگان هنوز تازگی خود را حفظ کرده است و گویا تا ابد به کهنگی گرفتار نخواهد شد.

این درد را کجا ببریم که قذافی درست در کنفرانس مبارزه با گرسنگی و فقر قیام به قسط اسلام را نمی بیند و نمی داند و کاریکاتوری از یک دعوت مضحک به جهانیان عرضه می دارد.

به همان دختران ایتالیایی که آفریده خدایند و رحمت خدا آنان را از فقیران و نازیبایان و کودکان و پیران جدا نمی کند، می شود اسلام آزادگی و اسلام مهربانی و اسلام مصلح را عرضه کرد. اگر قذافی به جای 60 یورو مجلدی از قرآن کریم و عمل به قرآن را نشان می داد و بعد از گرسنگان لیبی گرسنگان آفریقا را نوازش می کرد، خود را از سر مردم باز می کرد و آنان را آزاد می گذاشت و مخالفان را سرکوب نمی کرد و دانشمند شیعیان را از بند رها می ساخت، 200 دختر که نه هزاران انسان زشت و زیبا دل در گرو اسلام می گذاشتند، درد امروز اسلام هم این است که حاکمانی چون او از اعتبار پیامبر(ص) سود جسته اند و بر مردمان حکم می رانند ولی بویی از انسانیت اسلام نبرده اند.

آقای قذافی آیا تاکنون چون خلیفه دوم اجازه داده یی مردی از مردمان، بی لکنت زبان جلوی تو به پا خیزد و تو را از انحراف برحذر دارد؟ آیا چون امیر مومنان که خلیفه چهارمش می خوانید، مستقبلین و مشایعت کنندگان از خود را از عمل زیانبار در دنیا و آخرت نهی کرده یی؟ به فاطمیون فخر می کنی ولی از آزادگی فاطمه(ع) چه می دانی؟ او که در شب عروسی خود سوال سائل را بی جواب نگذاشت، دستانش از آسیاب دستی پینه بسته بود. دختران ایتالیا را به چه می خوانی؟ به اسلامی که خیالپردازی مطلق العنان چون تو بار می آورد؟ به اسلامی که پول مسلمانان را صرف اشتهار مضحک خود می کند؟

از دختر رسول خدا(ص) به آنها چه می گویی؟ چه داری که بگویی؟ آیا می دانی پیام فاطمه(ع) در تقوا و نوع دوستی و اهتمام به مردم و دستگیری از مظلومان هزار بار بیشتر از زرق و برق طلاهای تو همان دختران را به وجد خواهد آورد؟ آقای قذافی می دانی یک میلیارد گرسنه در جهان یعنی چه؟ اصلاً می دانی گرسنگی یعنی چه؟ پیامبر و علی و فاطمه و صحابه گرسنگی را خوب می شناختند و همین شناخت بود که به زمان کوتاهی جهان انسانیت را درنوردید. آقای قذافی خوب بود در غربی که به حقوق بشر می نازند و حکومت مردم را افتخار خود می دانند، به جای طلا از علی(ع) می گفتی که خلیفه بود ولی در مسجدش و هنگام سخنرانی اش مخالفان جسارت می کردند و اوج اقتدار حاکمیت در تحمل آنها نشان داده می شد، از نبردهایش می گفتی که آب بر دشمنان نمی بست، اسیران را نوازش می کرد و ابتدا اقدام به جنگ نمی کرد. از پیامبر می گفتی که خودی و غیرخودی برایش معنا نداشت مگر به تقوا و پرهیزکاری، مسلمان عجم تا مقام اهل بیتی پیش رفت و عرب گناهکار به عتاب و دورباش گرفتار شد.

آقای قذافی ما به عنوان یک مسلمان چه کنیم که تو برای اسلام تبلیغ نکنی؟ بگویی اگر دیکتاتورم ربطی به اسلام ندارد و اگر صدایی از مخالفان در لیبی به گوش هیچ مسلمانی نمی رسد نتیجه دوری از تعالیم پیامبر است. آقای قذافی اصلاً وجود حاکمان خیالپردازی مثل تو چهره خوبی از کشورهای مسلمان نمی سازد. بهترین لطف تو در حق اسلام این است که خود را آن طور که هستی نشان دهی، آنچنان که اسلام تبرئه شود و فقط با معیار حاکمیتی چون علی(ع) سنجیده شود.

حالا در برابر اقدام قذافی که رسانه ها به مهم ترین سوژه دست اندازی دیکتاتوران تبدیلش کرده اند، چه می شود کرد؟

عالمان روشن ضمیر و آزاده و ساده زیست و عاقل دینی نه با سخن که با عمل پاسخی رسا و درخور برای این سوژه سازی ها و اسلام ستیزی ها فراهم کرده و می کنند؛ آنجا که رنج گرسنگان را برنمی تابند و در خیر و خوبی پیشقدم می شوند و مساعدت خود را به رنگ ریا نمی آلایند. آنجا که در خانه شان روی هر مظلومی و هر سائلی باز است و ثروت و قدرت اگر به احقاق حقی منجر نشود، نزدشان ارزش ندارد. اگر کسانی چون قذافی بیشتر از دشمنان به اسلام جراحت می زنند، مکتب پیامبر هزاران مسلمان واقعی عرضه داشته و می دارد که چون ستار گان در تاریخ می درخشند، چرا جای دور برویم؟ دیر نیست که در تاریخ خاطره شهیدان و عالمان ما و روشنفکران مسلمان ما نورافشانی کند و مردم داری و انسان نوازی شان چشم های جهانیان را خیره کند. امام موسی صدر، بهشتی، رجایی، مطهری، چمران، طالقانی، شریعتی، بازرگان، روح الله خاتمی، دستغیب و... مبلغ اسلام ناب بودند؛ اسلامی که تحجر و واپسگرایی و خرافه پرستی در آن جایی نداشت، اسلامی که در لبنان و آلمان و انگلیس و ایتالیا و فرانسه و امریکا هم خوش درخشید و جهانیان را به عدالت و آزادگی فراخواند، اسلامی که با اسلام قذافی ها فرسنگ ها فاصله دارد و برای همه دختران و پسران سفید و سیاه و زرد و سرخ پیام مهربانی و شفقت و مظلوم نوازی دارد.

چاپ شده در روزنامه اعتماد ١/٩/١٣٨٨

 

/ 0 نظر / 3 بازدید