میدانی که آمریکا باز می کند

.... تاکنون چندین بار بر ارزش های امریکایی تاکید کرده و از اولویت آنها نسبت به قدرت نظامی و اقتصادی این کشور سخن رانده است. وی در بدو تصدی ریاست جمهوری فرمان تعطیلی زندان گوانتانامو را صادر کرده و قول داده است تلاش کند در سرتاسر امریکا و بدون استثنا از اعمال شکنجه به هر بهانه یی جلوگیری به عمل آورد. اینکه این سخنان و اقدامات تا چه حد می تواند جدی و مستمر باشد نیاز به زمان دارد ولی آنچه میان نظر و عمل فاصله می اندازد و شعار و برنامه را از هم متمایز می کند عرصه فراخ سخن و تنگی مجال عمل است و سیاستمداران بیش از هر کس دیگری در معرض عمل زدگی و مقتضیات اجباری آن هستند، شاید در دنیایی که در آن به سر می بریم سیاستمدار و صاحب قدرتی یافت نشود که در سخن به بدی و نادرستی تاکید ورزد و شاید کمتر قدرتمندی را بتوان یافت که هنگام عمل مجبور به ناخنک زدن به کرامت انسانی و نادیده گرفتن برخی از اصول اخلاقی نشده باشد، لذا باید منتظر ماند و دید باراک اوباما چگونه خواهد توانست در مناسبات و معادلات پیچیده جهانی از حقوق بشر و دموکراسی عدول نکند و در عین حال منافع امریکا را حفظ کند. مثلاً وی در جریان حمله اسرائیل به باریکه غزه سکوت اختیار کرد و به این بهانه که فعلاً کس دیگری رئیس جمهور است از یک اظهارنظر شخصی هم خودداری ورزید. این عمل وی شاید اولین کار سیاسی عملی اوست که مطابق با سود و زیان صرفاً سیاسی به منصه ظهور رسید و در آن از حساسیت نسبت به حقوق بشر چیزی به چشم نمی خورد. وی حداقل می توانست از ادامه خشونت ها در نوار غزه به عنوان یک شهروند امریکایی اظهار نگرانی کند و بر رعایت حقوق بشر در آن ناحیه تاکید ورزد، به هر حال ژست متفاوتی که وی گرفته است و باید دید که در عمل چه شکل و شمایلی به خود می گیرد حائز اهمیت بسیار است و اگر واقعاً پیگیری شود تاثیرات مهمی در جهان به جا خواهد گذاشت. حمله فرهنگی امریکا که در دوران بوش تقریباً به کلی فراموش شد یا از حیز انتفاع ساقط و بلاموضوع شد، می تواند در یک جبهه اروپا و در جبهه دیگر جهان اسلام را در این زمینه ها در موضع انفعال قرار دهد؛ حمله یی که با قدرت و ثروت امریکا پشتیبانی می شود و اگر صرفاً یک نمایش سیاسی نباشد از سویی روی تک قطبی شدن جهان دوباره متمرکزشود و از سوی دیگر مجال را برای افراطیون از هر دسته و گروه و مکتب تنگ کند. در ایران خودمان که با امریکا چالش جدی دارد دیگر امکان مقابله یی از نوع مواجهه احمدی نژاد احتمالاً جواب نخواهد داد، چرا که هر مقابله یی طراز خود را می خواهد و چنانچه در آن دقت نشود سبب از دست دادن میدان خواهد شد، مثلاً اگر رقیب ایران به عمل اقتصادی روی آورد پاسخ آن نمی تواند از نوع سیاسی باشد و اگر میدان مبارزه فرهنگی شود با اقتصاد نمی توان با آن به چالش پرداخت.... البته این نکته که بازی کردن در میدانی که رقیب ساخته است خود یک انفعال است درست است ولی اگر او به هر دلیلی موفق به ایجاد چنین زمین بازی شود عدم بازی در آن یک پیروزی نیست مگر اینکه یک بازیگر از چنان قدرتی برخوردار باشد که خود بتواند زمین بازی دیگری ایجاد کند .به نظر می رسد با تغییر شرایط جهانی امریکا خود را ناگزیر می بیند که ضمن تغییر چهره خود جنگ بوش را در سیاست و فرهنگ دنبال کند به جای آنکه جنگ ادامه سیاستش باشد. به عبارت دیگر زمان سیاست های میلیتاریستی حداقل در حال حاضر پایان یافته است و تصمیم گیران امریکایی با درک تحولات زمانه و متناسب با ذائقه افکار عمومی جهان برگه های دیگر بازی خود را رو کرده از انفعالی که در حال فرارسیدن بود خارج می شوند. با اینکه این خروج کاملاً سیاستمدارانه است ولی جهان تشنه انسانیت می تواند از آن بهره ببرد و عرصه عالم را به عرصه تضارب افکار و عقاید و فرهنگ ها و قلم ها تبدیل کند. کسانی که این عرصه را بهتر بشناسند و حرف و سخنی از جنس آن ارائه دهند تاثیرگذار و ماندگار خواهند بود.

/ 2 نظر / 6 بازدید
طاسا

با اینکه از سیاست چیزی نمیفهمم ولی مطالبتون قابل فهمه ممنون

بهرام

حضرت استاد همیشه از نوشته هایتان نهایت استفاده را می برم . شما در هوشمندی کامل می نویسید و این همواره برایم جالب است. سپاس