پیروزی سخت " سختی پیروزی

بازتاب عملکرد چهارساله دولت در مقیاس وسیع آن در میان مردم چیست و اگر در جهاتی با نظر منفی همراه است، در جهات دیگر از اقبالی مثبت برخوردار است. به عبارت دیگر با توجه به محدودیت روزنامه خوانان کشور و زحمت طاقت فرسایی که صدا و سیما در این زمینه از خود به خرج داده است آن گونه که تصور می شود شاید مردم کوچه و بازار متوجه مشکلات ریز و درشت مدیریت کنونی نباشند و بعید نمی نماید که در یک فضای اعجاب آور اقبالی نشان دهند و از تکلف و تعارف و آینده نگری چشم بپوشند و نقد را به نسیه اصلاح طلبان ترجیح دهند، سخن آن نیست که هزاران تن سیب زمینی و چک پول های اهدایی و... کار خود را بکند و مردمان را مفتون خویش بنماید، قطعاً تشخیص مقصود این مهربانی های مالی توسط مردمی که حداقل 30 سال است اهل انتخابات هستند و انتخاب می کنند، دشوار نخواهد بود. حتی آنان خوب خواهند دانست که ارزش رای شان بالاتر از این حرف ها است. مشکل احتمالی آنجا خواهد بود که برخی آگاهانه بر ارزش رای خود مهر غفلت بنهند و عامدانه دم را غنیمت بشمارند و در باغ سبزی که به آنها نشان می دهند را جدی بگیرند. در اینکه حتی دورترین مردم از فضای نسبتاً شفاف مطبوعاتی می دانند در وضع جاری باید اصلاحات مهمی صورت بگیرد، خیلی نمی توان تردید کرد. آنها خوب می دانند شأن و شوکت شان بسیار بالاتر از آن چیزی است که هم اینک به دست می آورند اما در صورتی پای در راه می گذارند و چون دوم خرداد عمل می کنند که بیش از گذشته صداقت ببینند و تعهد مشاهده کنند و کارآمدی اصلاح طلبانه نثارشان شود. واقعیت آن است که عمق مسائل چندان برای مردم دور از ذهن و غیرقابل دسترس نیست. می شود از مجموع بحران های هشت ساله اصلاحات و انبوه مشکلات چهار سال اخیر کنه امور را دریافت و راه درست را تشخیص داد اما برای دریافت یک چک سفیدامضای دیگر از 20 میلیون نفر زحمتی افزون باید و تلاشی گسترده شاید و فداکاری دیگر لازم است. جالب اینکه رای دادن به آن طرف فعلاً راحت و بی هزینه و شاید چرب و شیرین هم باشد اما رای دادن به این طرف دلیل می خواهد و سختی می آورد و مطالعه طلب می کند. موضوع مثل مشقت درس خواندن است، مثل روزه گرفتن است، مثل پس انداز کردن است. برای همه اینها ایمان لازم است. مردم باید ایمان بیاورند که اگر قرار است فعلاً صبر کنند تا در آینده مرفه شوند و به توسعه برسند، همه صبر می کنند، هیچ مدیر اصلاح طلبی نباید از دایره این صبر خارج شود و به بهانه دوری از عوامگرایی بالا بنشیند و غرق در امکانات شود و دائماً خارج برود و لباس شیکش گران باشد و مدل ماشینش از پراید یک نخست وزیر افضل شود.

حداقل در ایران این چیزها خیلی مهم اند. سیاستمداری که آخرین تزهای مدرن و فوق مدرن جامعه شناختی دنیا را بداند و نداند که در کشور ما هنوز دو طبقه فقیر و غنی فاصله بسیاری دارند و میان آن دو توسط طبقه سوم و اثرگذار پر نشده است، در واقع انتخابات را از پیش واگذاشته است. در دوم خرداد واقعاً فقرا نیز به صحنه آمدند، متدینین هم به سیادت محمد خاتمی اقتدا کردند و دانشجویان به مدیریت اصلاح طلبان دل سپردند تا به آزادی برسند.دیگر زمان رای دادن های احساسی گذشته و زمان اصلاحات عقلایی فرا رسیده است. شاید بهتر باشد اصلاح طلبان اصلاً رای احساسی نخواهند و به جای سخن، عمل را نشان مردم بدهند.به نظر می رسد با وجود همه محدودیت های ارتباطی می شود با مردم سخن جدی گفت و به مذاکره رسمی پرداخت. در مذاکره جدی تعارف در کار نیست. باید امتیازات را روی میز بگذاری تا دیگری هم وارد شود و امتیازات خودش را با خود بیاورد.امروز همه ما باید جوابگوی مردمی باشیم که انتظار داشتند قدر آن رای عظیم شان را بدانیم. می توانیم شرایط را برای آنها بازگو کنیم، می توانیم موانع و بحران ها را برای آنها برشماریم و می توانیم صراحتاً و صادقانه آنجا هم که کم آوردیم، منافع شخصی را پیگیری کردیم و سلیقه را بر مصالح ترجیح دادیم با مردم سخن بگوییم و این خود یک «عمل» است.هنوز رای کاندیداهای اصلاح طلب موج ایجاد نکرده است. شاید مردم منتظرند ببینند آیا این بار از تعارف کم می کنیم و بر مبلغ می افزاییم؟راستی حدود هزار مدیری که در دوران اصلاحات به مدد مردم بر سرکار آمدند و البته بسیاری از آنها خوش درخشیدند، کجا هستند و حدود هزار مدیری که اگر اصلاحات پیروز شد وزیر و معاون وزیر و مدیر کل و استاندار و فرماندار و رئیس و معاون می شوند کجا هستند؟ نکند آنها بیرون گود منتظر باشند تا دیگران سینه چاک کنند و چون پیروزی حاصل شد، فوج فوج به دایره اصلاحات وارد شوند؟ اگر این هزار نفر از هم اکنون آستین بالا بزنند و میان مردم بروند، خودش می شود یک رسانه ملی که از جزییات تا کلیات مردم را در جریان مسائل قرار می دهد.بگذارید برای اینکه برخی از مرکزنشینان به خود آیند، تکانی بخورند و کاری بکنند و به یک مصاحبه تلفنی قناعت نورزند، و پیروزی را آسان فرض می کنند، بی تعارف بگوییم که زمان به سرعت در حال از دست رفتن است و اگر همتی عمومی و صداقتی باورپذیر جمع نشود، نباید انتظار پیروزی داشته باشیم و این عدم موفقیت بعید است به زودی قابل جبران باشد. اصلاحات در مقابل کوهی از انگیزه و کار و پول و جسارت و سماجت انرژی قرار دارد و اگر رقیب را کوچک فرض کند، مسامحه یی تاریخی کرده است. این بار بیش از گذشته نیاز است که اولویت با بدنه اصلی جامعه باشد، اگر این بدنه در همه سخنان و مصاحبه ها و رفتارها هدف اقناع و همراهی قرار گیرد و از هیچ قشری سلب امید نشود و اصلاحات خود را برای همه تعریف کند و بستری متوازن پیدا کند و واقع گرایی را به ایده آ لیسم ترجیح دهد، حتی در صورت شکست ظاهری پیروزی عمیقی به دست آورده است.اتفاقاً این پیروزی سخت است که واقعی تر و ماندنی تر خواهد بود. چنین پیروزی بدون فداکاری صاحب منصبان احتمالاً به دست نمی آید.

 

/ 0 نظر / 5 بازدید