آلودگی هوا آلودگی دلها

از کجا می‌توانیم بفهمیم که شاخص‌های اخلاقی شهروندان در چه حدی است؟ تا چه حد خوبند؟ شجاعند؟ مهربانند؟ صبورند؟ با گذشت و فداکارند؟ جامعه‌شناسان برای رسیدن به تصویر روشنی از وضعیت اخلاقی جوامع، راه‌های شناخته‌شده‌ای را پیشنهاد می‌کنند و تا آنجا پیش می‌روند که برای این منظور عدد و رقم هم ارائه می‌دهند اما گاهی برای حل مسئله‌ای می‌توان از جانب دیگری به آن هجوم آورد و پاسخ را به طریق خاصی تحصیل کرد، مثلاً عوارض ناشی از آلودگی هوا را ثابت فرض کرد و بر اساس آن اخلاقیات مردم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

مطابق آمار رسمی روزانه حدود یک میلیون و 500هزار خودرو که البته عدد فرسوده‌های آن‌ها قابل ملاحظه هم هست در سطح شهر تهران تردد می‌کنند با یک حساب ساده ریاضی و جمع کردن تعداد لوله‌های اگزوز این خودروها مشخص می‌شود که لوله‌ای با چه حجم عظیمی دائما روی تهران کار می‌کند و گازهای سمی و خطرناک و آزاددهنده را به درون ریه‌های شهروندان تهرانی می‌فرستد.

از سوی دیگر پزشکان متفق‌القولند که استنشاق همین گازها اثرات مخربی بر سلسله اعصاب آدمیان می‌گذارد، بیماری‌های تنفسی، بیماری‌های قلبی و حتی عوارض ژنتیک فراوان، بر روی کودکان و نسل‌های آینده از جمله مخاطراتی است که شهروندان شهرهای آلوده باید سختی آن را به جان بخرند و در آن هم تردید نکنند.

از جمع دو مفهوم ثابت شده و بدون چون و چرای ذکر شده در سطور بالا چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟

سال‌هاست که تهران‌نشین‌ها در فضایی به غایت آلوده تنفس می‌کنند و دانسته یا نادانسته عوارضی از قبیل سردرد، حالت تهوع، افسردگی، سرفه‌های ممتد، سرخی‌ چشم‌ها و ... را با خود به همراه دارند، به آن اضافه کنید. میلیون‌ها سفر پرزحمت شهری که علاوه بر آلودگی‌های اینچنینی، آلودگی صوتی سرسام‌‌آور و اعصاب‌خردی‌های ملال‌آور هم به همراه دارند که تا چه حد خواهند توانست روح و روان ما را در چنگال خود مچاله کنند و چه سان تسلسل بدی‌ها و نامهربانی‌ها و عجله‌ها و اضطراب‌ها و ناسزاگویی‌ها و ناسزاشنوی‌ها را تا عمق خانه‌ها و خانواده‌ها نفوذ دهند ...؟

روشن است که آلودگی هوا سم سینه‌ها است و سینه‌های سمی در یک چرخه نه‌چندان دور، دل‌ها را افسرده، آلوده و مغموم می‌کند. اگر این موضوع روشن شده باشد نتیجه‌اش هم روشن خواهد بود که ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اخلاقی جامعه در نابسامانی‌ نظم‌های اجتماعی، پایین بودن سطح رفاه مردم و ازدیاد دغدغه‌های قابل رفع شدن روزمره آحاد جامعه است، در چنین شرایطی بیش از هر تبلیغی و پایدارتر از هر توصیه اخلاقی، رفع مشکلات مردم خواهد توانست جامعه ما را آباد و مهربان و پاک و عزیز و شادمان و آزاد و معنوی کند.

آنها که درد دین دارند، آن‌ها که دغدغه سلامت معنوی جامعه را دارا هستند و همه دلسوزان واقعی دیر یا زود به این نتیجه قاطع و بدون چون و چرا می‌رسند که حل مشکلات مردم به صورت اصولی و اساسی و پایدار اولاً در اولویت دیگر مسائل است و ثانیاً درمان این دردها جز از طریق بالا بردن سطح رفاه عمومی و کم‌کردن درگیری‌های روزمره و آگاهی بخشی در همه حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میسر نخواهد بود. آلودگی هوا یک مشکل صرف زیست‌محیطی نیست چرا که عوارض ناشی از آن، خود را در همه سطوح دیگر نشان می‌دهد همانگونه که بالا بردن قربانیان حوادث جاده‌ای هم، همانگونه که کاغذبازی در ادارات دولتی هم، همانگونه که گرانی کالاها هم، همانگونه که پایین بودن سطح بهداشت و درمان هم، همانگونه که هزار و یک مشکل کوچک و بزرگ دیگر هم یک کلاف پیچیده از ناهنجاری‌ و بی‌نظمی و شلختگی و عقب‌ماندگی ایجاد می‌کنند و ما به چیز‌هایی می‌پردازیم که مشکل بودنشان اگر پذیرفتنی باشد در اولویت‌های دهم و بیستم است.

به نظر می‌رسد آلودگی هوای تهران که در وارونگی‌های پاییز و زمستان، هیبت سیاه خود را بیشتر نشان خواهد داد به آن درجه از وخامت رسیده است که چاره‌جویی پیرامونش وارد مرحله جدی و اساسی شود و اگر هنوز به چنین مهماتی نرسیده‌ایم بدانیم که حل شدن آن‌ها حالاها تحقق نخواهد یافت. گویا به داشتن مشکلات بزرگ و تحمل مزمن آن‌ها عادت کرده‌ایم و کمتر عزم اساسی می‌کنیم که مانعی از موانع را از جلو پای خودمان برداریم، ظاهراً آلودگی هوا هنوز عرصه را آنچنان تنگ نکرده است تا درمان آن عزم اساسی جامعه را ایجاد کند!
چاپ شده در روزنامه اطلاعات 3/8/89

codex26x

page22

/ 0 نظر / 12 بازدید