شادی وفوتبال آفریقا

کودک آفریقایی نمی دانست چه خبر است ولی در شهرشان برای اولین بار انواع آدمها با انواع قیافه ها و رنگها را می دید ، اینها برایش مهم نبود مهم آن بود که جورابهایش دیگر روی دستش نمی ماند وهمه می فروخت تازه کم هم می اورد  ، چند روزی بود که به سبب حضور همین آدمها وخریدی که از او می کنند شام ونهار هم داشتند ،خانه شان چند روزی پر از شادی وخنده بو د بعد که فهمید همه از همه جای دنیا می آیند که در آفریقا بازی کنند و یا بازی را تماشا کنند با خود آروز کرد کاش همیشه بازی باشد وهمیشه بازیها در آفریقا باشند.او دیگر توپ فوتبال را خیلی دوست داشت ، یک توپ پلاستیکی خرید و با خود عهد کرد که حتما فوتبالیست شود وقتی از او علتش را پرسیدند جواب داد تا در همه خانه های آفریقاییها شادی بیاید.

/ 0 نظر / 5 بازدید