میرحسین نوید واقعی شدن جامعه

«اگر من رئیس جمهور شوم گرانی را از بین می برم، فساد را ریشه کن می کنم، در جهان از امریکا پیشی می گیرم، آزادی مطلق به مردم می دهم، فضانورد در کره ماه پیاده می کنم، همه مناسبات ظالمانه دنیا را تغییر می دهم، تیم فوتبال کشور را به چهار تیم برتر جهان می رسانم، برق را از راه امواج به خانه های مردم می برم و همه سیم کشی های زائد را جمع آوری می کنم، روستاها را به قطب های صنعتی تبدیل می کنم و...» اینها می تواند سخنان یک کاندیدای ریاست جمهوری در ایران باشد و صد البته آرزوهای شیرینی است که هیچ کس مخالف تحقق آنها نیست. اما ناگفته پیداست که صرف بیان چنین وعده هایی و خدای ناکرده باور آنها حتی توسط بخشی از مردم نشانه های نگران کننده یی است که اگر وجود داشته باشند باید خیال توسعه و پیشرفت و تعادل و ثبات را از سر برون کرد و همه نخبگان راست و چپ و میانه را واداشت که به عمق اجتماع بروند و کار بزرگ توهم زدایی را به عنوان یک نیاز ضروری آغاز کنند. اگر می خواهیم میزان درک اجتماع و آگاهی هر ملتی را در جهان کنونی به دست بیاوریم کافی است ببینیم که آیا شعارهای بزرگ و رویایی در آن جامعه سر داده می شود و آیا این شعارها به باور هم می آید یا خیر؟ واقعیت آن است که نه تنها در کشور ما که در همه ممالک از توسعه یافته تا در حال توسعه و عقب مانده امکان جهش های یک شبه و یک ساله و حتی چهارساله وجود ندارد و طالبان و مدعیان جهش و فتح قله های عظمت اتفاقاً وقت ملت ها را می گیرند و با تلاش های نافرجام خود انرژی ها و منابع بسیاری را بر باد می دهند، در حالی که اگر در شرایط عادی و در جای معقولش این ظرفیت ها به کار گرفته شوند قدم های مهمی در جهت توسعه برداشته می شود. از زمانی که مهندس میرحسین موسوی دوباره به میدان سیاست بازگشته و نامزدی خود را برای ریاست جمهوری اعلام داشته است نکته بسیار مهم و استراتژیکی در سخنان و مواضع شان به چشم می خورد که شایسته توجه است و خود نشانه آشکاری از بلوغ فکری و سیاسی سرمایه های جامعه ما است. وی به عنوان نخست وزیری که سال ها سکان اداره کشور را در دست داشته است و با واقعیات جامعه، ملزومات اجرا و موانع کار کاملاً آشناست از سر دادن شعارهای تند و تیز و نشان دادن در باغ سبز جداً خودداری می کند و نمی خواهد به قیمت رای آوری، مردم را به مکانی دعوت کند که جز سراب نیست. اتفاقاً ما وقتی می توانیم نسبت به تعادل جامعه خود مطمئن شویم و از سطح شعور و دانایی مردم نگرانی نداشته باشیم که به جای فضاسازی های کاذب و زودگذر نسبت به واقعیات موجود در همه زمینه ها شناخت کافی به دست آورده باشیم. دیگر باید زمان آن گذشته باشد که با شعارهای بلندپروازانه فکر فردای انتخابات را نکنیم و هنگام توقف در عمل سرخوردگی مردم را از همه چیز و همه کس باعث شویم. واقعاً زمان هر روز یک انقلاب گذشته است و هیچ رئیس جمهوری نباید با وعده انقلاب در فلان زمینه و زیر و رو کردن در زمینه دیگر از مردم رای بگیرد. کاهش چند درصدی نرخ تورم، تبدیل روند صعودی فساد اداری و مالی به روند نزولی آن، افزایش اعتبار بین المللی، جلوگیری از تضییع آشکار حقوق شهروندی مردم، مطالعه و تحقیق در علوم فضایی، پذیرش مناسبات درست جهانی و تضعیف روابط ظالمانه، رشد اساسی و ریشه یی فوتبال کشور و رسیدن به قدرت برتر آسیایی، توقف روند مهاجرت از روستاها به شهرها، تقلیل واقعی خط فقر و سامان یک نظام کارآمد رفاه اجتماعی، رسیدگی بیشتر به حاشیه شهرها و رفع بحران ها و ناهنجاری های اجتماعی از این نواحی، تعادل میان کیفیت آموزش عالی با پذیرش دانشجو، ایجاد تحول در آموزش و پرورش و تمرکز روی تربیت نسل های آینده و... می توانند به عنوان اهدافی در دسترس و قابل اجرا و واقعی به مردم معرفی شوند، بدون اینکه وعده های محیرالعقول داده شود و در عمل با پسرفت در برخی از زمینه ها ریشه های امید و شادابی و تحرک و نشاط در جوانان مورد تهدید قرار گیرد. در واقع با اعتدال در برنامه ها در همه زمینه ها می توان جامعه را واقعی کرد، عیب ها و ضعف هایش را از یاد نبرد و از احساسی شدن آن جلوگیری به عمل آورد. یک جامعه معقول و منطقی اتفاقاً با استواری گام بر می دارد و سرعت بی مبنا به خود نمی گیرد. هنگامی که «حرکت» نهادینه شد و خطر توقف و عقبگرد از بین رفت زمینه های جهش واقعی و منطقی هم فراهم خواهد آمد. رویکردهای معتدل مهندس میرحسین موسوی در همه زمینه ها و پذیرش احتمال آن توسط مردم، این نوید را می دهد که معدل خواست و اراده جامعه ما هم به نقطه یی از بلوغ خود رسیده باشد که ان شاءالله دیگر از افراط و تفریط های مکرر در امان بماند. ما گاهی در بعد سیاسی، رفتاری فراتر از آزادترین کشورهای جهان داشته ایم و گاهی در بعد اقتصادی خیزهای عجیب و باورنکردنی به خود گرفته ایم، گاهی انقلابی تر از همه انقلابیون جهان شده ایم و گاهی محافظه کارتر از هر محافظه کاری با کشورهای کوچک تعامل خواسته ایم. در حالی که ما هم مثل همه کشورها و ملت ها دارای ظرفیت ها و منابع و عیوب و اراده ها و اشکال ها و قدرت های خاص خود هستیم و تافته جدابافته نیستیم و نیازمند تجربه های گرانبهای بشریتیم. ما نمی توانیم جدای از کاروان انسانی به راه خود ادامه دهیم. شاید امروز زمان آن فرا رسیده باشد که در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، بین المللی، علمی، حکومتی و اپوزیسیونی «واقعی» شویم. واقعی شدن مستلزم ضعیف شدن نیست. نتایج انتخابات ریاست جمهوری در 22 خردادماه نشان خواهد داد جامعه ما تا چه حد واقعی، منطقی، آگاه، خلاق، منتقد، متحرک و پویا شده است. میرحسین موسوی می تواند نماد این واقعی شدن باشد و پیام اعتدال را در همه زمینه ها عملی سازد، از او سخن جدید نخواهیم، برنامه شدنی و عملی بخواهیم. هر سخن جدیدی لاجرم درست و اصولی نیست در حالی که برنامه عملی و توسعه گرا و مصلحانه فراتر از سخنان جدید یک ضرورت حتمی برای جامعه ما است.

سرمقاله اعتماد در روز 19/1/1388  

 

/ 0 نظر / 3 بازدید