یاس تنها یک سحر....

بهار فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی هم آغاز می شود و بی تردید از آمد و شد همین بهاران شعور و آگاهی سیاسی مردم و فرهنگ زیستن جمعی بالا می رود. خشک شدن زودهنگام یکی از شاخه های درخت تحرک سیاسی به غایت افسوس برانگیز است. روزنامه یاس نو می توانست و می تواند سخنگوی یک جریان فکری و سیاسی مهم از درون جبهه اصلاحات باشد و در درک متقابل از مکنونات و ذهنیت ها و ظرفیت های بخشی از جامعه با همه طرف های موجود در کشور و خصوصاً نظام، گامی بلند و آرامش ساز بردارد. خبر توقیف یک روزنامه مثل برق و باد در همه جهان خصوصاً در محافل رسانه یی و سیاسی می پیچد و انواع و اقسام برداشت های متفاوت و بعضاً متضاد را برمی انگیزاند، عده یی آن را ناشی از اقتدار توقیف کنندگان می دانند و عده یی برداشت وجود بحران از آن می کنند. هیچ بعید ندانیم که از نمایش عدم تحمل در داخل، فرصت طلبان خارجی زمینه فشار بیشتر را مهیا بدانند و برای مقاصد خود آسمان و ریسمان را به هم ببافند. اگر بگوییم یک خدشه اینچنینی در داخل کشور تا تضعیف موضع ما در قبال نام خلیج فارس هم ممکن است امتداد پیدا کند، اغراق نکرده ایم چراکه در مسابقه پر تنش و لحظه یی و فشرده و بی رحم جهانی، ثانیه یی و پرکاهی مغفول نمی شود و حریفان و رقیبان چشمان خیره و دریده خود را آنی به هم نمی گذارند. یاس نو در دستگاه قضایی مراحل انتشار مجدد و رفع توقیف خود را پیموده و از مدت ها پیش خبر انتشارش از سوی همه خبرگزاری ها مخابره شده بود، پس شاکی اگر می خواست تجدیدنظر دهد فرصت آن را داشته است و اگر در این مراحل قصور و بی توجهی صورت گرفته باشد گناهش به گردن مسوولان این روزنامه نیست و آیا نمی شد همین تجدیدنظرخواهی با وجود حکم صریح دادگاه حین انتشار صورت بگیرد و اگر دادگاه محترم تجدیدنظر را پذیرفت آن زمان داروی تلخ توقیف نوشیده شود؟ اما اگر اراده توقیف یاس نو را خارج از چارچوب حقوقی و قضایی تعبیر کنیم باید حل معضل نداشتن یک تریبون توسط یک حزب مهم را هم در جای دیگری جست وجو کنیم؛ معضلی که به هر حال باید روزی حل شود. گویند عالم سیاست عالم مذاکره و گفت وگو است و کسی که از این فن محروم باشد یا تن به آن ندهد در واقع سیاست نورزیده است. از طرفی اصلاحات هم متکی به تعامل و درک و پرهیز از تندی و خشکی است، پس بی تعارف باید برای یافتن راه حل این مشکل و اثبات و به رخ کشیدن حرکت در مسیر قانون، مسوولان جبهه مشارکت به مذاکره یی جدی، صادقانه و تعامل مند وارد شوند و از هیچ لابی و وساطت اهل خیر و اهل فضل و عقد باکی به دل راه ندهند، اتفافاً چه بسیار مواقعی که ماندن و نوشتن و حتی به حداقل ها رضایت دادن خود شجاعت می خواهد چنانچه گاهی صراحت و نوشتن عریان و گفتن بی ملاحظه شهامت محسوب نمی شود. روزنامه نگاران در بسیاری از کشورها اغلب در پس و پیش یک خبر و یادداشت و گزارش مخیر میان ماندن و نوشتن می شوند و هنر آن است که میان این دو جمعی حاصل کنند و «استمرار» را بر نوشتن انقلابی و مهیج ترجیح دهند.حداقل در کشور این امر ثابت و متیقن شده است که هیچ خبر و یادداشت و گزارشی وجود ندارد که نوشتنش کاری کارستان بکند و اوضاع ملک و ملت را از زمین به آسمان متغیر کند. به قول آقای خاتمی اصلاحات روندی تدریجی دارد که صبر و تحمل و درایت زیادی هم طلب می کند. هر چند یاس نو فرصت نیافت نوع تعامل خود را روشن سازد ولی به نظر می رسد دیگر وقت آن رسیده باشد که متولیان این حزب مهم در کشور به این پیشنهاد توجه کنند و برای داشتن یک روزنامه دائم با مسوولان ارشد نظام با واسطه یا بی واسطه وارد مذاکره و گفت وگو شوند و در چارچوب قوانینی که قبول دارند به فعالیتی مستمر بپردازند. ظاهراً در حال حاضر تعامل موجود فقط در میدان عمل و براساس موازنه قدرت است و گویا راه مذاکره و ملاحظه تجربه نشده است. جبهه مشارکتی که به قانون اساسی معتقد و مقید و به خط امام وفادار است باید بتواند سوءظن های احتمالی را کاهش دهد و تحمیل عدم حضور رسمی خود را برنتابد.

   

/ 0 نظر / 7 بازدید