خطر درکمین اصلاحات

ایکاش طرفداران ماندن آقای خاتمی (به هر قیمتی)در عرصه انتخابات ریاست جمهوری به سوالات جدی موجود جواب می دادند و مشخص می کردند که مطابق کدام دلیل وبرهان به موفقیت وی قبل وبعد از انتخابات معتقد شده اند ودر این راه حتی از آرزوی دیرینشان برای آمدن میر حسین موسوی سرباز می زنند ؟

بنظر می رسد برخی از اصلاح طلبان ضمن اینکه خود مسوول بسیاری از ناکامیهای اصلاحات هستند ، همه تجربیات پیشین خصوصا تحلیلهای جزمی و احساس قدرتهای کاذب گذشته را می خواهند دوباره تجربه نمایند و در این راه ازخرج کردن  سرمایه بزرگی چون خاتمی ومحبوبیتش استنکافی ندارند .

تکرار باسرعت وزود هنگام حضوردوباره خاتمی در عرصه اجرا، باید دلایل و براهین روشن داشته باشد ، باید شرایط موجود تغییرات مهمی کرده باشد، بایداز استقبال مضاعف نخبگان ومردم برخوردار شده باشد ،باید جایگزین مناسب (وبلکه بهتر وبه قول خودش با حساسیت کمتر ) نداشته باشد، باید طرح وبرنامه وگفتمان جدیدی تولید وبه ارمغان آورده باشد و.... حالا که شرایط فوق مفقودند اصرار بر حضور او وخصوصا نفی دیگران از حداقل وجاهت لازم هم برخوردار نیست ومشحون از محوریت احساس است و ممکن است که پایه های اصلاحات را در معرض خطر جدی قرار دهد .

اگر نوع مواجهه با میر حسین موسوی از سوی برخی از اصلاح طلبان که متاسفانه توام با عصبانیت هم بود و حاکی از تنگ نظری  و توهم قدرت و تدبیر است ادامه پیدا کند هر آینه نقص و فتور و تهدیدی دیگر برای اصلاحات رقم خواهد خورد واتفاقا این همان چیزی خواهد بود که اقتدارگران را مشعوف خواهد ساخت ، نفی میر حسین موسوی در حالی که آن سخنان از سوی آقای خاتمی در موردش ایراد شده است ضمن اینکه یک کار کاملا غیر اخلاقی است ، خطر فاصله گرفتن وی از اصلاح طلبان وحتی نزدیکی ناخواسته وی به اصولگرایان را به همراه خواهد داشت وممکن است ائتلافی میان او کروبی ایجاد کند وجبهه اصلاحات را کاملا در دوگانگی و حتی سه گانگی فرو برد .

بدترین وبدبینانه ترین تحلیلها از زمینه های حضور میرحسین موسوی در انتخابات (که متاسفانه گفته شده است وخالی از ادب هم بود) مجوز حمله به او وانکارش را ایجاب نمی کند ویک خبط بزرگ تاریخی را در بر خواهد داشت ، اگرچه هنگام بالاگرفتن عصبیتها و جوشش منیتها و فوران احساسات و غیرتها شنیدن سخن دیگران وتامل در نظرات متفاوت را سخت ودشوار وناشدنی می نماید ولی بگذار در تاریخ بنویسند که بود ند کسانی که این همه بی مسولیتی را برنتافتند .بگذار گفته باشیم که حداقل طی صدسال گذشته تاریخ ایران همواره آنچه سبب در جا زدن جامعه ایرانی بوده و پیشرفت وتوسعه را معوق گذاشته است همین بی مسولیتیها و غرورها و تقدم سلایق شخصی بر منافع عمومی  بوده است ، مگر مطلوب ومحصول ذهنی تعداد معدودی افراد چقدر حجیت دارد و چه وحی منزلی است که برای آن طرد هر شخصیتی و هر گروهی جایز باشد ؟ برخی افراد همیشه آرزوی نمره بیست را می کنند و در هر شرایطی به کمتر از آن هم رضایت نمی دهند ولی در عمل نمره زیر ١٠ را برای جامعه به همراه می آورند ! واین درد بزرگی است که تا هست خطر هرشکستی برای جامعه ایرانی را دور از ذهن نشان نمی دهد.

/ 0 نظر / 5 بازدید