نوبت مستضعفان

. با اینکه یکی از آرمان های اساسی انقلاب اسلامی فقرزدایی و رسیدگی به اقشار فرودست جامعه بود ولی از زمان پیروزی در سال 57 تاکنون هنوز فرصتی مناسب برای تمرکز اساسی روی این موضوع پیدا نشده است و به رغم همه محرومیت زدایی ها هنوز هم آثار فقر و تنگدستی در میان بخش قابل ملاحظه یی از اقشار جامعه به وضوح دیده می شود. جالب اینکه با کمی نوسان هیچ گاه هیچ دولتی در مرحله اظهار و سخن ضرورت توجه ویژه به سرطان فقر و محرومیت را نفی نکرده است، در دولت های مستعجل ابتدای انقلاب هنوز حاکمیت جدید ثبت نشده بود و چون اولین دولت دیرپا و منسجم روی کار آمد این جنگ بود که همه توان ها و اراده ها و امکانات را به خود می بلعید و اتفاقاً همان مستضعفان و پابرهنگان با درکی عمیق و مسوولانه از جان پر ارزش خویش مایه گذاشتند و اندک مال خود را هم تقدیم کردند تا تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند. جنگ که تمام شد بازسازی زیرساخت ها و توسعه اقتصادی در اولویت قرار گرفت و باز هم همین اقشار پذیرفتند که همچنان صبر کنند تا زیربنای کشور ساخته شود. دوران سازندگی هم تمام شد و نوبت به توسعه سیاسی رسید و با اینکه در این مرحله شاهد رشد اقتصادی و خصوصاً سرمایه گذاری داخلی و خارجی بودیم و از قبل آن آلام اقشار آسیب پذیر حداقل بدتر نشد و بعضاً حرکت های اصولی در جهت تامین اجتماعی صورت گرفت ولی باز هم تمرکز روی فقرزدایی و بالا بردن سطح زندگی اقشار محروم صورت نگرفت و شاید از همین منظر بود که شعار محروم نوازی در انتخابات نهم ریاست جمهوری مورد اقبال همان اقشار قرار گرفت و در مجموع با اینکه توجه به روستاها و حاشیه شهرها و فقرا افزایش یافت ولی بی توجهی به روش های کارشناسانه و تجربه های گرانقدر مدیریتی در داخل و خارج از کشور آبی مداوم و برکت زا به آسیاب محرومان نریخت و بازهم این اقشار آسیب پذیر از بازنشستگان و کارمندان دولت گرفته تا کارگران روزمزد و فاقد امنیت شغلی بودند که در چنگال تورم غول آسا، فشاری مضاعف را تحمل کردند. به هر حال اکنون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و در زمانی که اولویت های گوناگون اقتصادی و سیاسی عملاً متوجه همه چیز شده است محرومان و مستضعفان و آسیب پذیران بیشتر از هر زمان دیگر و محق تر از هر کس دیگر هستند که انتظار داشته باشند نوبت آنها فرا برسد. هزینه اصلی که تاکنون متوجه اولویت های گوناگون شده است بیش از هر کس دیگری از جیب نابرخورداران خرج شده است و هم آنها هستند که از ثروت های کشور کمترین استفاده ممکن را برد ه اند. اگر فردا آثار منفی بحران اقتصاد جهانی به ایران برسد باز هم همین اقشار پایین جامعه هستند که بیشترین خسارت را خواهند دید، لذا واقعاً دیگر هیچ تاخیری در رسیدگی به وضعیت محرومان و مستضعفین جایز نیست و اگر خدای ناکرده هر دولتی با هر تمایلی روی کار بیاید و به صورت اصولی و کارشناسانه روی فقرزدایی تمرکز نکند چه بسا آثار اجتماعی منفی و جبران ناپذیری به بار آورد که هیچ جناحی از آن مصون نماند.

خوب می دانیم که فقر مادر بدی ها و ناهنجاری های زشت و عفونت آسای اجتماعی است. اعتیاد، جنایت، سرقت، خودکشی، طلاق، بچه های خیابانی و ده ها بیماری گسترده دیگر بیش از هر زمینه دیگری در بستر آلوده فقر و محرومیت تولید شده و رشد می یابند و چون بمب خوشه یی کل اجتماع را در معرض خطر قرار می دهند. سرمایه داران و متمکنان سیاسی و غیرسیاسی آینده نگر که برای سرمایه خود طالب امنیت قابل اتکا هستند بهترین راه را در کاهش فاصله های خطر خیز طبقاتی می دانند و به این فاصله یا رشد آن چون بمب ساعتی می نگرند. حوادث چند سال اخیر و نمود آن در رویدادهای سیاسی چون انتخابات نشان داد که بی اعتنایی، عدم تمرکز روی تامین اجتماعی و راندن اولویت رسیدگی به آسیب پذیران جامعه به درجات دوم و سوم ممکن است به فاجعه ختم شود و ثابت کند که برای این اولویت وقت مناسب از دست رفته است. قشرهای میلیونی فقرا و مستضعفین حاشیه نیستند و توجه حاشیه یی به آنها و پندار حاشیه بودن آنها خطر هجوم به متن و تخریب آن را به دنبال خواهد داشت. اگر نیک نظر کنیم و مسوولانه بیندیشیم و دنیا را در اطراف خود خلاصه نکنیم و فریاد آمارها را بشنویم و چتر سیاست از تابش خورشید واقعیت جلوگیری نکند و یادمان نرفته باشد که مدیون چه کسانی هستیم و نگاه خیره و پرمعنای محرومان را بر خود احساس کنیم، باید کسی بیاید که به مقوله مدد و محرومیت و آرمان مستضعفین با مبنایی بلند و پرمغز بنگرد و نه در ورطه عوام گرایی می غلطد و نه همنشینی با آنها را مخالف با پرستیژ خود می یابد. نه در شعار که در عمق عمل نوبت مستضعفین است و این عدالت است که باید به یاری آزادی بیاید. آنان که خجالت می کشند بر آرمان محرومان تاکید ورزند و خود را خادم شان بنامند رای شان را هم نخواهند و بی همراهی آنان به مقصد خویش بیندیشند.

 

/ 0 نظر / 12 بازدید