یک موقعیت متناقض " عجیب و استثنایی

موقعیت آقای خاتمی در عرصه سیاسی کشور یکی از عجیبترین موقعیتهایی است که شخصیتی همطراز او تاکنون پیدا کرده است .

 با همه تسامحی که وی در مواحهه با اصولگرایان از خود بروز داده است  بیشترین حساسیتها و حتی دشمنیها از این سو را به خود جلب کرده است ودرست در نقطه مقابل با همه ایستادگی که بر اصلاحات داشته است از سوی اصلاحطلبان ساختاری به انفعال وبی عملی و بی سیاستی متهم شده است ، می شود گفت آقای خاتمی تند رفته است بدون اینکه تندروان را به خود جلب کرده باشد و نرم رفتار کرده است بدون اینکه  حکومت را از خود راضی کرده باشد ، در واقع آقای خاتمی فوایدوعواید تندروی و کند روی را تحصیل نکرده است وسیاستش با کیاست همراه نبوده است ،مثلا آقای کروبی بعضا بشدت تند رفته و تحسین بسیاری را برانگیخته است ولی هرگز میزان حساسیتی که نسبت به او وجود دارد به اندازه خاتمی نیست ودر کند روی هم متهم به افعال نشده است ، در حال حاضر افراطیون دو جناح موجود هم مشکل زیادی با وی ندارند و گویی اگر وی رییس جمهور شود می توانند با او کار کنند .

نظری وجود دارد که همه موضوع گفته شده بالا را نه به نوع رفتار و مشی آقایان بلکه به جدیت رایی که می آورند نسبت می دهند ، یعنی خاتمی چون رای می آورد مورد مخالفت جدی قرار می گیرد و کروبی چون رای لازم را کسب نمی کند چندان هدف حساسیت و حمله  نیست . البته می توان تا حدودی این نظر را پذیرفت ولی واقع مطلب آن است که همه ماجرا در این استدلال خلاصه نمی شود ، به عبارت دیگر بخشی از دندانه های  کلید این معما را باید در  شخصیت و میزان چالاکی آنها جستجو کرد ، آقای خاتمی بر خلاف عرف رایج سیاستمداران( خصوصا در ایران) کمتر دست به ابتکار عمل می زند و فعالیتش روندی ثابت وبدون شتاب دارد ، ساده تر اینکه حوصله همه را سر می برد و در دو سوی خود نوعی سر خوردگی ایجاد می کند ، موافقانش را معطل می کند و مخالفانش را بلاتکلیف می گذارد .وی در بسیاری از زمینه ها می توانست نفیا واثباتا، تند یا کند، بنفع حاکمیت یا به سود منتقدین  وارد عمل شود واز اطاله بحرانها جلوگیری بعمل آورده نگذارد بسیاری از وقایع خارج از مدیریتش به انجام برسند،از این منظرتنها بخشی از  اقتدار یک رییس جمهور ویا هر مسوول ریز ودرشتی ناشی از قانون است و بخش دیگر آن به شخصیت و چالاکی خود فرد ارتباط دارد .برای همین هم آقای خاتمی در ماجراهای پرشمار زمان تصدی خود مدیریت را یا به تقدیر روزگار ویا به دیگران محول نمود .برای نمونه مثلا خود آقای خاتمی از روند تند نوشته های برخی از روزنامه های دوم خردادی راضی نبود و بعضا در مقابل بعضی از نوشته ها بطور غیر مستقیم موضع گرفت ( برای نمونه دفاع دیر هنگام از هاشمی رفسنجانی در مقابل حمله شدید دو روزنامه اصلاح طلب)ولی آستین بالا نزد تا روزنامه هایی که به نام او وبا هزینه معنویی او کار میکردند را هماهنگ با خود سازد یا مدیریتشان نماید و یا  حساب خود را از آنها سوا کند، وقتی توانستند آنها را ببندند هزینه اصلیش متوجه خاتمی شد ، در اینجا نه حکومت از آقای خاتمی راضی بود ونه توقیف شدگان خرسند سکوت او شدند و رییس جمهور هزینه ای مضاعف پرداخت کرد.در هرحال با مقدمات ذکر شده باید موقعیت فعلی آقای خاتمی را یک موقعیت متضاد واستثنایی دانست.

/ 0 نظر / 5 بازدید